تبليغاتX
وب اجتماعی ممکو - گفتگوی اختصاصی با "ندا" در پزشکی قانونی کودتا
تصمیم گرفتم تیر بخورم! گفتگوی اختصاصی با "ندا"
در پزشکی قانونی کودتا

سیمای کودتاچی ها، همه کشتار روزهای بعد از کودتا را خلاصه کرده در کشته شدن "ندا" و برای پایمال کردن خون او نیز، پدرش را آورد به تلویزیون تا بگوید، قتل دخترش یک توطئه خارجی بود!

طنز زیر را برای پیک نت فرستاده اند و متاسفانه قید نکرده اند که این طنز را از کدام سایت یا وبلاگ گرفته اند.

 

- لطفاً بفرمائید که اصولاً شماچطوری خودت افتادی مردی ؟

ندا: من داشتم راه میرفتم که ناگهانمتوجه شدم کشته شده ام . بلند شدم یک کمی دنبال قاتل دویدم ولی آن مزدور با یکهواپیمای امریکائی که اسرائیل برای کشتن من به یک بی ناموس داده بود پرواز کرد دررفت . بنده البته مرده بودم ولی از یک برادر بسیجی سلحشور که بطور کاملاً اتفاقیداشت از آنجا رد میشد و اسلحه اش هم هر چی بود کالیبر 6 نبود پرسیدم ببخشید بی زحمتمن الآن یک کمی تیر خورده ام شما خوبی انشالله ؟ ایشان در کمال شفقت اسلامی من رابرد پزشکی قانونی و آنها با کمال ناراحتی از پدر من خواستند که من را بی سر و صداهمین فردا خاک کنند وگرنه خشتکش را درمی آورند !

- بطورکلی انگیزه شما از این اقدامناجوانمردانه که تیر خوردی چی بود؟

ندا : بنده البته اولش رفته بودم کهفقط چماق بخورم ولی چون نیروهای انتظامی اسلحه کالیبر 6 ندارند تصمیم گرفتم تیربخورم . رفتم با پدرم مشورت کردم. گفت تو دیگر بزرگ شده ای هر جور خودت حال میکنیهمان کار را بکن . بعد رفتم در یک کوچه ای که غیر از من و خدا هیچکس نبود تیر خوردمکه پدرم و یک آدم خیکی همانجور که در فیلم دیدید شاهدند . در آن کوچه واقعاً هیچکسنبود و من اولش ترسیدم که تک و تنها تیر بخورم . بعد یک آقائی آمد گفت اگر اینجاتیر بخوری من از تو فیلم میگیرم و چون من از بچگی خیلی عاشق آرتیست بازی بودم جلویدوربین تیر خوردم . واقعاً هنوز معلوم نیست در کوچه ای که هیچکس نبود اسلحه کالیبر 6 چیکار میکرد . این موضوع خیلی هم باعث سرگردانی پزشکی قانونی شد ولی چون با تشریحدمپائی من معلوم شد که از پشت تیر خورده ام احتمالاً کار جن و پری بوده باشد !

- چه پیامی برای کسانی که هنوز تیرنخورده اند ولی دلشان میخواهد بمیرند داری ؟

ندا : پیام من اینست که نیروهای مسلحاسلحه کالیبر 6 ندارند و چون فقط نیروهای مسلح را برای ضد شورش می آورند لذاعلاقمندان به تیر خوردن در کوچه بن بست که هیچکی هم نیست لطفاً فقط با کالیبر 8 بهبالا تیر بخورند که پزشکی قانونی هم تائید بکند . دقت کنید جاهائیکه ما تیر میخوریمهیچکس نیست و تظاهرات هم سه تا محل بالاتر انجام میشود لذا ما باید جوری تیر بخوریمکه بعداً بابایمان بتواند برای صدا سیما توضیح بدهد و بینندگان عزیز هم شاخدرنیاورند . لطفاً در تشییع جنازه ی ما کالیبر شیشی ها هم شرکت نکنید چون آنوقتبجای اسلحه کالیبر دار با خمپاره به آدم تیر میزنند و چون نیروهای مسلح برای ضدشورش با خودشان خمپاره نمی آورند لذا آخرش می افتد گردن همان اجنه ای که به من تیر زدند.

نوشته شده توسط Net Master (پ) در شنبه سیزدهم تیر 1388 |