آن عقربی که بر وطن افتاد حاظر است، آن خانین ستمگر وجلاد حاظرند، آن مهر و دفتر واسناد حاظر است
درباره وبلاگ
گویند پور نامی در منزل گاه بر زمین نشست وبرخاست میکرد، و با دست های خویش با آن تسبیح دانه درشت بلند بلند بانگ میزد : یا وبلاگ یا وبلاگ ... بر خدای خویش ارزو کرد و سپس پروردگار در سال بعد میان بیابان به آن یاور همیشه مومن، آن همیشه آنلاین، بلاگی را بخشید که همگان از تعجب سالیان دراز است که انگشت سبابه خویش را درون دهانشان قرار داده اند. درورد وسپاس بر این عالم بزرگوار وفرزند شریف،درود به آن سلطان بلاگ ها و (( عضو هیعت علمی دانشگاه بلاگ نویسی))
پسرم ، همین ممکو خودمون(بودم)، سنمم زیاد مطرح نیست مهم اینه که افکارمون یکی باشه ...
28 سال که تو این مملکت مردم دنبال چیزی میگردند ، که همواره پیدا نمیشه ،اخه تازه دارن میفهمن که اصلا گم نشده بوده ، چیزی که خودشون نابودش کردن حالا میخوان درستش کنند...من امیدی به اینده اون ها ندارم.ناله هایم رو روشنفکرانه بر سرتان میکوبم چون احتیاج دارم ...باید به یه راهی ختم بشن....