تبليغاتX
وب اجتماعی ممکو
ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم ، ما برای خودمان تمدن وثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخر نمیدانستیم همه اینها را از ما گرفتند وبجاش فقرو پشیمانی ومرده پرستی و گریه و گدائی و تأسف واطاعت از خدای غدار و قهار و آداب ...شوئی و خلأ رفتن برایمان آوردند ، همه چیزشان آمیخته با کثافت و پستی و سود پرستی و بی ذوقی و مرگ و بدبختی است. چرا ریختشان غمناک و موذی است و شعرشان چون ناله است چونکه با ندبه و زوزه و پرستش اموات همه اَش سرو کار دارند. برای عرب سوسمار خوری که چندین صد سال پیش به طمع خلافت ترکیده، زنده ها باید به سرشان لجن بمالند و مرگ و زاری کنند. ... ، در مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی َگند خَلأست که گویا وسیله تبلیغ برای عبادتشان و جلب کفار است تا به اصول این مذهب خو بگیرند. بعد این حوض کثیفی که دست و پای چرکین خودشان را در آن می شویند و به آهنگ نعره مؤَذن روی زیلوی خاک آلود خودشان دولا و راست میشوند و برای خدای خونخوارشان ِورد و اَفسون میخوانند. ... , عید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجه جانوران برای خدای مهربان و بخشایشگر است خدای جهودی آنها قهار و جبار و کین توز است و همه اش دستور کشتن و چاپیدن مردمان را میدهد وپیش از روز رستاخیز حضرت صاحب را میفرستد تا حسابی دَخل اُمتش را بیاورد و آنقدر از آنها قتل عام بکند که تا زانوی اسبش در خون موج بزند. تازه مسلمان مومن کسی است که به امید لذتهای موهوم شهوانی و شکم پرستی آن دنیا با فقر و فلاکت و بدبختی عمر را بسر برد و وسایل عیش و نوش نمایندگان مذهبش را فراهم بیاورد. همه اَش زیر سلطه اَموات زندگی میکنند و مردمان زنده امروز از قوانین شوم هزار سال پیش تبعیت میکنند کاری که پست ترین جانوران نمیکنند. عوض اینکه به مسائل فکری و فلسفی وهنری بپردازند ، کارشان این است که از صبح تا شام راجع به شک میان دو و سه استعامنه قلیله و کثیره بحث کنند. این مذهب برای یک وجب پائین تنه از عقب و جلو ساخته و پرداخته شده. انگار که پیش از ظهور اسلام نه کسی تولید مثل میکرد و نه سر قدم میرفت ، خدا آخرین فرستاده خود را مامور اصلاح این امور کرده! تمام فلسفه اسلام روی نجاسات بنا شده اگر پائین تنه را از آن حدف کنیم اسلام روی هم میغلتد و دیگر مفهومی ندارد. بعد هم علمای این دین مجبورند از... (صادق هدایت)

نوشته شده توسط Net Master (پ) در یکشنبه پنجم مهر 1388 |

سیستم امنیتی ایران اخیراً دچار جنون هالیوودی شده و هر چند روزی یک اثر هنری ماندگار عرضه می کنند. بعد از فیلم فضاحت بار ترانه موسوی که توسط حسین طائب و باجناقش حجت الاسلام! شاهمرادی کارگردانی و نقش آفرینی شده بود، فیلم دیگری از ماجرای فردی در شیراز تهیه و پخش کردند که می خواسته برادر 15 ساله اش را برای تحصیل و ورزش! به انگلیس بفرستد و ناگهان انگلیس خبیث نیت او را توسط ماهواره های جاسوسی کشف و به منزل وی تلفن کرده و از او می خواهد که برادر 15 ساله اش را نزد یک جراح ببرد تا پشت! وی را شکاف داده و دوباره بدوزند تا بتوانند بعنوان کسی که در زندان مورد تجاوز قرار گرفته برایش پناهندگی بگیرند، برادر غیرتمند این نوجوان 15 ساله در مقابل این پیشنهاد انگلیس خبیث، در حالیکه از شدت خشم در حال انفجار و خودکشی است! و رگ غیرتش باندازه یک شلنگ باد کرده، البته با حفظ آرامش به انگلیس خبیث جواب می دهد ولی ما که جراح آشنا سراغ نداریم، می توانید خودتان یک جراح معرفی کنید؟ و انگلیس هم بلافاصله پاسخ می دهد با توجه به اینکه این برادر بزرگتر با یک تلفن، از پشت! برادرش، غیرتمندانه گذشت کرده است، بعنوان همکاری متقابل جور کردن جراح را هم بر عهده می گیرد.
ظاهراً وزارت اطلاعات مکالمات تلفنی این فرد با انگلیس را شنود کرده است، ولی گاف احمقانه این است که صدای انگلیس خبیث از پشت گوشی می آید ولی صدای برادر غیور، از پشت میکروفن.! مکالمه این دو نفر آنقدر سرد و مصنوعی و مسخره است که انگار دارند از روی یک نوشته می خوانند.!
شاهکار جدید سینمائی برادران گمنام نیز ترانه موسوی 3 یا همان «زندانی آزکابان و سعیده پورآقایی» است.
مشکل بزرگ واحد هالیوودی سربازان گمنام این است که فکر می کنند با خریدن دوربین و وسایل صدابردازی و نورپردازی و دستگاه میکس و تدوین، کار تمام است و دیگر می توانند محصول تولید کنند. فقط یک قلم ناچیز را فراموش کرده اند، سناریو!
اینکه سعیده چگونه از طبقه چهارم همانند اسپایدرمن به خیابان پریده و بعد با پای شکسته شروع به گز کردن خیابانها کرده و از اینهمه آدم خیری که افراد غریبه پاشکسته را به منزل برده و بعد به بیمارستان می برند و دو ماه از او پذیرائی می کنند، یکی پیدا شده و سعیده را به خانه اش می برد و مرتباً هم آخرین اخبار اینترنت را در اختیارش می گزارد، بگذریم، نکته مهم این است که مردم ایران چگونه برای فرزندشان مجلس ختم می گیرند؟ همه ما می دانیم که در ایران به محض اینکه کسی به خانواده ای تلفن کرده و بگوید فرزند شما کشته شده است، آن خانواده بلافاصله مجلس ختم می گیرند، دقیقاً همان کاری که مادر شرافتمند سعیده انجام داده است. یک نفر ناشناس که خودش را معرفی نکرده، به مادر سعیده زنگ زده و می گوید دخترت کشته شده است! باید برایش مجلس ختم بگیری!
عین متن پیاده شده از گزارش تلویزیونی را بخوانید:«تماس گرفتند، مرد بود، خودش را معرفی نکرد، می گفت دخترت را کشتند، من گریه زاری کردم، تلفن را قطع کرد، دوباره تماس گرفت و گفت تو می توانی یک مجلس ختم برای دخترت بگیری، ختم بگیرید حتماً! گفتم پس من مراسم را بگیرم، اینجوری هی از من می پرسند سعیده کجاست، تا کی دروغ بگم، تا کی قضیه را کش بدم. در مجلس ختم، همکاران منطقه 7 و دوستان سعیده و دوستان من بودند، از فامیل نبودند!»
بدلیل اینکه مطمئن هستم متن صحبتهای مادر سعیده را باور نمی کنید، برایتان لینک فیلم پخش شده از صداوسیمای ننگ ما را هم برایتان گذاشتم که خودتان ملاحظه بفرمائید این شاهکار هنری را.
اگر خانواده های ایرانی تا قبل از این، گم شدن دخترشان را به پلیس اطلاع می دادند و اگر ناشناسی، تلفنی به آنها می گفت دخترت را کشته اند فحش آبدار نثارش می کردند، و اگر دوباره زنگ می زد و می گفت حتماً مجلس ختم بگیرید، غلظت فحشها را به دایره بستگان طرف وسعت می دادند، از این به بعد لطفاً در سال اصلاح الگوی مصرف و صرفه جویی، که خود آغا اعلام کرده اند، و بر اساس سناریویی که فیلمش را مشاهده کردند، اگر دخترشان گم شد اصلاً مزاحم پلیس نشده و به همه دوستانشان هم بگویند که او به اردو رفته و منتظر تلفن ناشناسی که خودش را معرفی نمی کند ولی صدای مردانه دارد بمانند، او تلفن می کند و شما تا گوشی را بر می دارید می گوید دخترتان را کشته اند، تا شما می روید سراغ گریه و زاری، تماس را قطع می کند. شما سر فرصت گریه هایتان را بکنید، آن مرد دوباره تماس خواهد گرفت و به شما با لحنی جدی و صدائی آمرانه می گوید که حتماً مجلس ختم بگیرید! شما باز هم نیاز نیست مزاحم پلیس بشوید، آنها گرفتارند، یا دارند در خیابان مردم را نوازش می کنند یا در کهریزک، برخی هم مشغول پس دادن رای زندانیان هستند. بیخود خودتان را ناراحت نکنید و ادای مادر قهرمان را در نیاورید، تا کی به مردم دروغ بگوئید؟ مجلس ختم بگیرید و یادتان باشد اصلاً فامیل را دعوت نکنید (چون مامان سعیده هم همینکار را کرد) فقط همکاران منطقه 7 را دعوت کنید و دوستان دخترتان و دوستان خودتان را. اگر هم کسی پرسید جنازه دخترتان را کجا پیدا کردید، قبرش کجا است و قاتلش کیست، می خواهد شما را بپیچاند، نپیچید، جوابش را ندهید، معلوم می شود که از موج سبز است، همینهائی که 20:30 را تماشا نمی کنند و توی باغ نیستند که آدم برای مجلس ختم گرفتن نیاز به این چیزها ندارد. امروزه هر کسی دلش بگیرد، می تواند مجلس ختم بگیرد.
در خاتمه می خواستم از بخش پایانی فیلم که از سعیده، نام کارگردان این فیلم و کارگردان کودتا و جنایات اخیر، و ولی امر سربازان گمنام را می پرسند تشکر نمایم، سعیده پاسخ می دهد: «بی وجدان»

http://sohrabestann.blogspot.com/2009/09/blog-post_24.html
نوشته شده توسط Net Master (پ) در جمعه سوم مهر 1388 |